تبليغاتX
خلوت گزیده
 

چهارده ساله  از خودم می پرسم آخه  حکمت ِ دنیا اومدن این بچه چی بود!

حالا تو هی بگو ناشکری نکن.

 شکر داره دیدن این همه زجری که می کشه؟

هر بار پایِ پیرهنش رو می کشه پایین که نکنه  برجستگی پوشکش پیدا باشه  ،جیگرم خون می شه.

همش حواسم هست نکنه وقت ِ در اوردن ِ شلوار خیسش، چشمم بی افته تو چشمش.

مردشور ببره ایمان و اعتقادِ تخمیتو

مردشور ببره همتون رو که می گفتین عقد دختر عمو، پسر عمو رو تو آسمونا بستن.

مردشور ببره آسمونتونو ، زمینتونو، خودتونو ...

 

+ دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 13:38 ~