تبليغاتX
خلوت گزیده
 

حالا نُه روز تمام است که چیزی ، اینجا توی ِ شهرمان و چیزی توی ِ دلهامان فرق کرده است. حالا نُه روز تمام است که توی ِ نگاه آدم ها چیزهای ِ تازه ای پیدا می شود. حالا از حول و حوالی ِ هر خیابانی که بگذری ، بوی ِ دود و خون می پیچد توی دماغت. آدمها دارند همین جا، جلوی ِ چشم هامان می میرند.

حرف هامان را که نگذاشتند بزنیم، فریاد شد. فریادهامان را خفه کردند، دلهامان ترکید. شهر پر از سنگ پاره شد. از پشت بام های ِ خالی، هوارها تویِ شهر ِ تاریکمان پیچید.

مردم گاهی دویدند، گاهی برای هم سپر شدند، گاهی زدند و گاهی مردند.

حالا توی شهر شلوغمان، جای آدم های بسیاریِ خالیست. آدم هایی که حرف های ما را می زدند. آدم هایی که اسم هاشان شبیه اسم های ما بود. آدم هایی که آرزوهاشان را، آرزوهامان را فریاد کرده بودند. آدم هایی که آمده بودند "آزادی"،  آزادی شان را مطالبه کنند.

حالا بغض ِ سنگینی توی ِ گلوی آدم هاست. بغضی که می ترکد و می ترکاند.

تهران آرام ندارد.

+ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 19:57 ~

شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هرکه عاشقه پایش به راهه
برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینه ش لاله زاره
شب و دریای خوف انگیز و توفان
من و اندیشه های پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون می بارد از دل های سوزان
برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که همرزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بی قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه

+ دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 20:55 ~

 

گاهی اوقات لازم است بروی یک سمت و سویی، کمی از خودت را بالا بیاوری

گاهی که کار از زست ِ سبز و آب ِ سرد و نوافن های گاه و بی گاه می گذرد

گاهی که چیزی حول و حوالی ِ برآمدگی گلوت سفت می شود

گاهی که دلت باران می خواهد و بارانی نیست

گاهی که دلت تلخ ترین قهوه ی دنیا را می خواهد و بوی چای دارچینی هی حالت را به هم می زند

گاهی که دلت نمی خواهد صدای ِ خودت را بشنوی و هی یکی که صداش انگار صدای ِ خود توست، توی سرت اراجیف ردیف می کند

گاهی لازم است بروی  یک سمت و سویی، کمی از خودت را بالا بیاوری

حتا اگر لازم باشد انگشتت را تا ته فرو کنی توی حلقت

شاید کمی سبک شدی

گاهی لازم است...

+ یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 0:37 ~