تبليغاتX
خلوت گزیده
 

خجسته نشسته ای کنج اتاق، تاق و جفت می اندازی که چه؟

هی استخاره می کنی، هی توی استکان دنبال تفاله ی لاغر و کشیده می گردی که چه؟

حالا گیریم یک خری هم پیدا شد، تو این هاگیر واگیر بگیرتت. با آن بابای علیل و برادر خلُ چلت می خواهی چه کار کنی؟

فکر کرده ای می گذارند سرجاهازی ببریشان خانه ی شوهر؟

نه جانم هیچ این خبر ها نیست.

حالا که ما خریتمان گُل کرده، محض رضای خدا می خواهیم زیر بال و پرت را بگیریم، کرشمه صناری نیا.

این نوبه ی آخر است که می گویم، بله را بگو، اجاره خانه هم باشد شیر بها.

فقط حواست باشد حاجی خانم بویی نبرد.

+ چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:10 ~